اصلا نمیدونم چرا اینطور شدم.
دارم با تمام حسا میجنگم و درنهایت زور اونا بیشتر به من میچربه.
خستم....
خسته.
عصر بدون اینکه به داداش بگم،ماشینشو ورداشتم رفتم بیرون، برا اولین بار تو عمرم پشت فرمون نشستم.
از اونجایی که ترمز دستی رو نخوابونده بودم،در تمام طول مسیر بوی سوختگی به مشامم میرسید و حس میکردم از محیطه،
وقتی برگشتم دیدم از لاستیکا دود میزنه بیرون،
باز دقت کردم ببینم کجا غلط کردم، نفهمیدم و از چت جی پی تی پرسیدم و تازه بعد نیم ساعت با شاهکاری که بار آورده بودم رو ب رو شدم، حالا خوبه زیاد بیرون نبودم.
خلاصه بدون اینکه به خودم بیارم ماشینو از همونجایی که ورش داشته بودم ، در همونجا ام قرارش دادم و باز برگشتم اتاق و به گریه ادامه دادم.
خیلی گریه کردم تو عمرم، ولی تا بحال به پهنای صورت گریه کردن رو درک نکرده بودم که امروز صبح این اتفاق افتاد.
درست وقتی که با حرم اما رضا تماس گرفته بودم.
این روزا عمیقا دلم یکی رو میخواد، تا بتونم از دردِ دلم براش بگم، سرمو. بزارم رو پاهاش و تا جایی که خالی شم گریه کنم.
ولی،هیچکس رو لایقش نمیدونم،چون میدونم که تهش میگن، براااااا این؟ برااااا این گریه میکردی؟؟؟ تو خلیییییی و و و💔.
خواهرکوچیکه پولامو برد تو سوپری به چوخ داد ، قول داد چیزای خوشمزه بگیره، ولی بدمزه ترین چیزارو گرفته بود، البته از نظر خودش خوشمزه بود...😕
یه نوع مریضی جدید اومده که خیلیاااااااا دچارش شدن، این مدلیه که دهن و دست و پات عجیییب میپاچه، کم اشتها و کسل و اینجور چیزا میشی.
ریرا کوچولو ام دچارش شده بود، و خیلییی از بچه های فامیل....
تمام مطب و بیمارستان ها پررررر تا دم خیابون بود،
برای اینکه معطل نشیم پاشدیم رفتیم کرج پیش دکتر خودش.
ولی واقعا وحشتناکه قضیه
فردا مدرسه بیصاحب بازه، امیدوارم من دچار مریضی نشم.
امیدوارم....
امروز تازه یاد گرفتم چطور هر موزیکی که از ساندکلود میخواستم رو دانلود کنم،
واقعا کار ساز ترین کاری بود که میتونستم یاد بگیرم.
از دیروز که یه فیلم دیدم عمیقا دلم میخواد عاشق شم:)
بنظرم میتونه قشنگ ترین حس عمر یه آدم باشه،یجوری روم تاثیر گذاشته این فیلم که دلم میخواد درس و زندگی و همه چیو ول کنم برم دنبال نیمه گمشده:)
وقتی به مامانم گفتم اینجوری نگام کرد(😒😒😒😒)
حالا انگار اینجوری نگا نمیکرد ، من میرفتم🤦♀️😂💔.
اون پسره ی عنترم باز تو ایمیل برام پیام گذاشته،فک کنم باید ب ننش زنگ بزنم بگم به پسرت بگو انقدر کنه نباشه، مگر اینکه اینطور ولکنه،اگرنه که هیچ دیگ باید در ماه ۶ ، ۵ روز بخاطر پیامای این آقا حالمون بد باشه.
دوست دارم فردا نرم مدرسه ، اما دوست ندارم این نرفتن ها انقدر طولانی باشه.
خیلی منزوی شدم جدیدا.
سر مسئله درس و کنکور، خیلیییییی کم آوردم، خیلی زیاد💔.
اتاقم تو بهم ریخته ترین حالت ممکنه:/
دلم میخواد یا همه چی تموم شه،
یا حالم خوب شه.
هعی....